Friday، November 24، 2006
مساله کپی رایت و جنجال
تا به حال بسیار پیش آمده عکس هایی بدون رعایت حق مولف در رسانه های ایرانی منتشر شده است. از نشریات گرفته تا تلویزیون. ولی فارغ از صورت مساله، طرز برخورد عکاسان بسیار جالب بوده. در بررسی چندین مورد از مشکلات بوجود آمده، روشن می شود که بسیاری از عکاسان اصلا درک صحیحی از قضیه کپی رایت ندارند. برای بعضی اصلا روشن نیست که عکس منتشر شده توسط یک آژانس عکاسی چه تفاوتی با عکس متعلق به گالری شخصی عکاس دارد. از مدت ها قبل و هم چنین حالا عکس هایی بدون اجازه و ذکر نام عکاسان در نشریات کاغذی یا الکترونیک منتشر شده است.
این عکس ها عموما دو دسته هستند. دسته اول عکس هایی است که توسط عکاس برای یک خبرگزاری و یا آژانس عکس گرفته شده و عکاس با انتقال کامل حقوق به آژانس، حق الزحمه خود را دریافت کرده است. خبرگزاری های داخلی معمولا به این صورت عمل می کنند. دسته دوم عکس هایی هستند که یا با انتقال اجازه غيرانحصاری و رايگان (royalty-free) انتشار توسط عکاس بوسیله خبرگزاری منتشر شده اند و یا عکس هایی هستند که عکاس حق مولف آن را به کسی انتقال نداده است که در هر دو صورت حق مولف آن کماکان متعلق به عکاس است. از دو دسته ذکر شده، ادعای عکاسان دسته دوم برای دریافت حقوق وارد و قابل پیگیری است. با توجه به نقص قوانین کنونی در رابطه با موضوع حق مولف، با زهم قوانینی وجود دارند که به استناد به آن می توان اقامه دعوا کرد. ولی تاجایی که من دیدم اکثر عکاسان ذینفع در این ماجراها ترجیح می دهند که دعواهای خود را نه از طریق درست و قانونی بلکه از راه دادو قال و در یک کلام خاله زنک بازی حل کنند. چرا که بیشتر جلب توجه می کند و اگر شخص هم صاحب وبلاگی یا سایتی باشد، آمار خواننده را بالاتر می برد. در حالی که پیش آمده که فاصله عکاس متضرر تا دفتر فلان نشریه 10 دقیقه بیشتر نبوده، و عکاس می توانسته با مراجعه مستقیم و یا لااقل به صورت تلفنی و در صورت عدم توافق، نهایتا با طرح قانونی مساله به حق و حقوق خود برسد. ولی روش کنونی طرح مساله این است که قبل از هرچیز، صاحب نشریه دزد و جنایتکار خطاب می شود و چندین سایت یا نشریه آتشبیار معرکه هم آن را منعکس کرده از همان ابتدا امکان هرگونه توافق منتفی می شود. به نظرم راه درست این نیست و مشکل را از جای دیگر باید حل نمود. اگرچه قوانین حق مولف در این رابطه ناقص هستند، ولی می توان با همکاری وکلای آگاه لوایحی را برای حل این موضوع تهیه و از تصویب آن ها حمایت نمود تا نهایتا این مساله به صورت ریشه ای حل شود. و الا تا کار بدین منوال است، این جار و جنجال ها را همواره خواهیم شنید و آنانکه نهایتا سرشان بی کلاه می ماند، همین عکاسان محترم هستند.
پ.ن.: بعضی مشکلات با یک تلفن هم حل می شوند. مثل این مساله و پیگیری دوستم آقای حسامیان
3 Comments:
Anonymous ناشناس گفت
البته ما نفهميديم منظور نظر شما از جا رو جنجال چيست. اگر دقيقا استفاده ي بدون مجوز از اثر يك عكاس صرف نظر از اينكه متعلق به يك آژانس عكس باشد يا يك گالري شخصي نادرست است و واكنش صاحب اثر كاملا طبيعي است و روا نيست كه نام آن را خاله زنك بازي گذاشت. انتشار يك عكس به نام عكاسي ديگر هم ممكن است هر كسي را ناراحت كند. واكنش ها متفاوت است برخي نامه مي نويسند و برخي نيز همانند شما با طبعي لطيف يك اشاره ي كوچك در وبسايت شخصي خود مي كنند. مراجعه شود به اين آدرس:http://imehregan.com/2006/08/blog-post_10.html
به هر حال بهتر است به جالي زير سوال بردن نوع واكنش صاحب اثر كه كاملا هم طبيعي است درباره ي مضرات نبود قانون كپي رايت قلم فرسايي كنيد
http://ghahr-o-ashti.persianblog.com
امير

Anonymous ناشناس گفت
امیر عزیز درست می گوید
ادبيات شما زشت و توهين آميز است.
کاوه

Anonymous سودا گفت
سلام ايرج عزيز.كجاي مطلب شما توهين آميز بود؟واقعيت اينه كه تنها كانال موجود براي بعضي از ايراني ها داد و قال و جنجاله. كه قطعا علت اونم نبودن قانون مناسب و بي اطلاعي از قوانين موجوده . اگر همه اينها رو هم داشتيم بلد نبوديم از قانون استفاده كنيم. ممنون از مطلب آموزنده شما