تا به حال بسیار پیش آمده عکس هایی بدون رعایت حق مولف در رسانه های ایرانی منتشر شده است. از نشریات گرفته تا
تلویزیون. ولی فارغ از صورت مساله، طرز برخورد عکاسان بسیار جالب بوده. در بررسی چندین مورد از مشکلات بوجود آمده، روشن می شود که بسیاری از عکاسان اصلا درک صحیحی از قضیه کپی رایت ندارند. برای بعضی اصلا روشن نیست که عکس منتشر شده توسط یک آژانس عکاسی چه تفاوتی با عکس متعلق به گالری شخصی عکاس دارد. از مدت ها قبل و هم چنین حالا عکس هایی بدون اجازه و ذکر نام عکاسان در نشریات کاغذی یا الکترونیک منتشر شده است.
این عکس ها عموما دو دسته هستند. دسته اول عکس هایی است که توسط عکاس برای یک خبرگزاری و یا آژانس عکس گرفته شده و عکاس با انتقال کامل حقوق به آژانس، حق الزحمه خود را دریافت کرده است. خبرگزاری های داخلی معمولا به این صورت عمل می کنند. دسته دوم عکس هایی هستند که یا با انتقال اجازه غيرانحصاری و رايگان (royalty-free) انتشار توسط عکاس بوسیله خبرگزاری منتشر شده اند و یا عکس هایی هستند که عکاس حق مولف آن را به کسی انتقال نداده است که در هر دو صورت حق مولف آن کماکان متعلق به عکاس است. از دو دسته ذکر شده، ادعای عکاسان دسته دوم برای دریافت حقوق وارد و قابل پیگیری است. با توجه به نقص قوانین کنونی در رابطه با موضوع حق مولف، با زهم قوانینی وجود دارند که به استناد به آن می توان اقامه دعوا کرد. ولی تاجایی که من دیدم اکثر عکاسان ذینفع در این ماجراها ترجیح می دهند که دعواهای خود را نه از طریق درست و قانونی بلکه از راه دادو قال و در یک کلام خاله زنک بازی حل کنند. چرا که بیشتر جلب توجه می کند و اگر شخص هم صاحب وبلاگی یا سایتی باشد، آمار خواننده را بالاتر می برد. در حالی که پیش آمده که فاصله عکاس متضرر تا دفتر فلان نشریه 10 دقیقه بیشتر نبوده، و عکاس می توانسته با مراجعه مستقیم و یا لااقل به صورت تلفنی و در صورت عدم توافق، نهایتا با طرح قانونی مساله به حق و حقوق خود برسد. ولی روش کنونی طرح مساله این است که قبل از هرچیز، صاحب نشریه دزد و جنایتکار خطاب می شود و چندین سایت یا نشریه آتشبیار معرکه هم آن را منعکس کرده از همان ابتدا امکان هرگونه توافق منتفی می شود. به نظرم راه درست این نیست و مشکل را از جای دیگر باید حل نمود. اگرچه قوانین حق مولف در این رابطه ناقص هستند، ولی می توان با همکاری وکلای آگاه لوایحی را برای حل این موضوع تهیه و از تصویب آن ها حمایت نمود تا نهایتا این مساله به صورت ریشه ای حل شود. و الا تا کار بدین منوال است، این جار و جنجال ها را همواره خواهیم شنید و آنانکه نهایتا سرشان بی کلاه می ماند، همین عکاسان محترم هستند.
پ.ن.: بعضی مشکلات با یک تلفن هم حل می شوند. مثل
این مساله و پیگیری دوستم آقای حسامیان