Thursday, November 30, 2006
ايدز طاعون نيست، اگر بدانيم
چند وقت پیش مصادف بود با پانزدهمین سالمرگ فردی مرکوری یکی از نابغه های دنیای موسیقی راک. فردا هم مصادف است روز جهانی مبارزه با ایدز. یادآوری مرگ مرکوری از این نظر اهمیت دارد که وی در اوج محبوبیت بر اثر بیماری ایدز از دنیار رفت تا حتی ستارگان هم از ایدز در امان نیستند. وی دو رو پس از اعلام عمومی بیماریش درگذشت.
دویچه وله در زمینه بیماری ایدز مطلبی دارد که در ادامه می آید:
ديگر براى اين پرسش كه «آيا تا به حال نام ايدز را شنيده‌اى» كمى دير است، وقتى مى‌خوانى كه حدود ۴۰ ميليون نفر در سراسر جهان به اين بيمارى دچارند و وقتى مى‌شنوى كه بعضى از كارشناسان مى‌گويند حدود ۱۰۰ هزار نفر از اين ۴۰ ميليون، ايرانى هستند. اما شايد اين نكته كمى تازگى داشته باشد كه بيشترين تعداد مبتلايان به ايدز در ايران بين ۲۵ تا ۳۵ سال سن دارند. اين، يعنى سن فعاليت، كار، تحصيل، جوانى و خيلى چيزهاى ديگر. و اينجاست كه مى‌فهمى چرا متخصصان مى‌گويند آموزش راههاى پيشگيرى از ايدز، بايد از سنين زير ۲۰ سال شروع شود.
مطلب کامل
Tuesday, November 28, 2006
دوربین و سنتور
برای کسانی که ساتیار را فقط از عکس های خوبش می شناسند، شاید کمی تعجب آور باشد که او نوازنده سنتور هم هست با مهارتی قابل تحسین.

تهران (9 نوامبر 2006)

Friday, November 24, 2006
مساله کپی رایت و جنجال
تا به حال بسیار پیش آمده عکس هایی بدون رعایت حق مولف در رسانه های ایرانی منتشر شده است. از نشریات گرفته تا تلویزیون. ولی فارغ از صورت مساله، طرز برخورد عکاسان بسیار جالب بوده. در بررسی چندین مورد از مشکلات بوجود آمده، روشن می شود که بسیاری از عکاسان اصلا درک صحیحی از قضیه کپی رایت ندارند. برای بعضی اصلا روشن نیست که عکس منتشر شده توسط یک آژانس عکاسی چه تفاوتی با عکس متعلق به گالری شخصی عکاس دارد. از مدت ها قبل و هم چنین حالا عکس هایی بدون اجازه و ذکر نام عکاسان در نشریات کاغذی یا الکترونیک منتشر شده است.
این عکس ها عموما دو دسته هستند. دسته اول عکس هایی است که توسط عکاس برای یک خبرگزاری و یا آژانس عکس گرفته شده و عکاس با انتقال کامل حقوق به آژانس، حق الزحمه خود را دریافت کرده است. خبرگزاری های داخلی معمولا به این صورت عمل می کنند. دسته دوم عکس هایی هستند که یا با انتقال اجازه غيرانحصاری و رايگان (royalty-free) انتشار توسط عکاس بوسیله خبرگزاری منتشر شده اند و یا عکس هایی هستند که عکاس حق مولف آن را به کسی انتقال نداده است که در هر دو صورت حق مولف آن کماکان متعلق به عکاس است. از دو دسته ذکر شده، ادعای عکاسان دسته دوم برای دریافت حقوق وارد و قابل پیگیری است. با توجه به نقص قوانین کنونی در رابطه با موضوع حق مولف، با زهم قوانینی وجود دارند که به استناد به آن می توان اقامه دعوا کرد. ولی تاجایی که من دیدم اکثر عکاسان ذینفع در این ماجراها ترجیح می دهند که دعواهای خود را نه از طریق درست و قانونی بلکه از راه دادو قال و در یک کلام خاله زنک بازی حل کنند. چرا که بیشتر جلب توجه می کند و اگر شخص هم صاحب وبلاگی یا سایتی باشد، آمار خواننده را بالاتر می برد. در حالی که پیش آمده که فاصله عکاس متضرر تا دفتر فلان نشریه 10 دقیقه بیشتر نبوده، و عکاس می توانسته با مراجعه مستقیم و یا لااقل به صورت تلفنی و در صورت عدم توافق، نهایتا با طرح قانونی مساله به حق و حقوق خود برسد. ولی روش کنونی طرح مساله این است که قبل از هرچیز، صاحب نشریه دزد و جنایتکار خطاب می شود و چندین سایت یا نشریه آتشبیار معرکه هم آن را منعکس کرده از همان ابتدا امکان هرگونه توافق منتفی می شود. به نظرم راه درست این نیست و مشکل را از جای دیگر باید حل نمود. اگرچه قوانین حق مولف در این رابطه ناقص هستند، ولی می توان با همکاری وکلای آگاه لوایحی را برای حل این موضوع تهیه و از تصویب آن ها حمایت نمود تا نهایتا این مساله به صورت ریشه ای حل شود. و الا تا کار بدین منوال است، این جار و جنجال ها را همواره خواهیم شنید و آنانکه نهایتا سرشان بی کلاه می ماند، همین عکاسان محترم هستند.
پ.ن.: بعضی مشکلات با یک تلفن هم حل می شوند. مثل این مساله و پیگیری دوستم آقای حسامیان
Wednesday, November 22, 2006
تمام شد.
دوسالانه امسال، از روز نخست درگير ابداع نام‌هاي پر طمطراق و دهن پر كن و آمارهايي عجيب و غريب بود. ماه هنر عكاسي!بين المللي كردن دوسالانه، آمار پانزده هزار عكس رسيده،، جوانترين عكاس، پيرترين عكاس، بزرگ‌ترين رويداد تاريخ عكاسي ايران!!!خلاصه ركورد‌‌ زني‌هاي بي سابقه در تاريخ عكاسي ايران!... متن کامل...
Friday, November 17, 2006
تصویر سال
معمولا در ایران این نام ها هستند که به یک رویداد اعتبار می بخشند. قبل از دیدن دوسالانه عکس یا تصویر سال یا هر رویداد مشابه به نام برگزار کننده نگاه کنیم. ...
بخش عکس تصویر سال امسال قابل تحسین بود.

افتتاحیه جشن تصویر سال، تهران، خانه هنرمندان (6 نوامبر 2006)

Thursday, November 16, 2006
دوسالانه عکاسی ایران
دوسالانه عکاسی ایران افتتاح و متعاقبا اختتام شد و سالی دیگر هم به خیر و خوشی تمام شد تا منتظر باشیم و ببینیم که دو سال بعد عصاره عکاسی ایران چه خواهد بود. برخلاف خیلی ها که ظاهرا بسیار بیشتر از آنچه که دیده شد، از دوسالانه انتظار داشتند، برای من دوسالانه عکاسی واقعیت عکاسی ایران بود. گرچه تعداد آثار نسبت به سالهای قبل بیشتر بود، ولی اگر به عکس های منتشر شده دوسالانه های قبلی نگاه بیاندازیم می بینیم که همانی هست که بود. توانایی عکاسی ایران همین بود که در دو سالانه به نمایش گذاشته شد. عکس های به نمایش در آمده در دو سالانه امسال واقعا بهترین عکس های جامعه عکاسی ایران نبودند، ولی قطعا آینه عکاسی ایران بود. مجموعه ای از عکس های خوب و عالی در کنار تعداد بسیار بیشتری عکس های معمولی. انتخاب بهترین ها کار راحتی نیست، مخصوصا اگر 27 نفر با نظرات مختلف بخواهند انتخاب کننده بهترین ها باشند. هرکسی به اندازه زبان و توانش سهم گرفته بود.عکاسی فقط عکاسی پرتره یا خبری یا مستند اجتماعی نیست. اگر در بخش مثلا خلاقه -که من نمی دانم هنر بدون خلاقیت یعنی چه!- تصویرهایی اکثرا شبیه به هم به اسم عکس خلاقه به خورد خلق الله داده شد، نمی توان به دوسالانه ایراد گرفت. واقعیت آن است که درک عکاسان ایرانی از عکس خلاقه همین است و بس و الا اگر نبود که باید عکس های بهتری می دیدیم. اگر از بخش صنعتی و تبلیغاتی شکایت می شود، علت آن است که بهترین و پیشرفته ترین امکانات را دارد و از نظر امکانات همیشه جلوتر از جریان کلی عکاسی ایران بوده است و تبعا انتظار می رود که با این امکانات پیشرفته تولید بهتری هم داشته باشد.
اگر دوسالانه را فقط نمایشگاه بدانیم، ایرادات بسیاری بر آن می توان گرفت. ولی برنامه های جنبی نمایشگاه شامل سخنرانی ها و نمایش اسلاید در موزه هنرهای معاصر شاید نقطه قوت آن باشد که جایی بود برای یاد گیری علاقمندان و هنرآموزان جدی عکاسی که به نظرم بسیار کمتر از حد انتظار از آن استقبال شد. برای تبدیل شدن به عکاس خوب، فقط استعداد کافی نیست، بلکه آموزش مناسب هم ضروری است.
در مجموع ذات برگزاری دوسالانه ها و مانند آن حرکتی است مثبت و رو به جلو، مهم آن است که به بهترین نحو اجرا شود و حداکثر استفاده را از آن باید برد. از دوسالانه امسال بسیاری گله مند بودند و بسیاری هم رضایتمند. اشکال اصلی را متوجه نگرش عمومی عکاسان می دانم که همیشه انتظار دارد که دولت کاری را انجام دهد و آن هم بدون نقص و با بالاترین کیفیت ممکن. اگر چنین باشد که باز هم ایراد به خود آن ها بر می گردد. متولی اصلی دوسالانه وزارت ارشاد است که بخشی از همان دولت است که توسط مردم -شامل عکاسان محترم- انتخاب می شود. حتی اگر هم دوسالانه و جریانات مشابه به بهترین نحو برگزار شود، باز هم دلیلی وجود ندارد که جامعه عکاسی تکانی به خود ندهد و سعی نکند که روی پای خود بایستد. اگر چه جریانات مستقلی هم شروع شده که انصافا موفق هم هستند. نگاهی بیاندازیم به همین تصویر سال که در نزدیکی دوسالانه عکس برگزار شد، یا نیم نگاهی به رشد عکاسی در اینترنت: به سایت های فتو، کارگاه، عکاسی و مشابه آن که روز به روز هم گسترده تر می شوند...

محمد تهرانی، ادیتور سایت کارگاه (تهران 23 اکنبر 2006)

Monday, November 13, 2006
پس از یک ماه
یک ماه مسافرت به ایران هم تمام شد و با یک روز تاخیر دوباره برگشتم. برای من هم از نظر کاری و هم از نظر عکاسی ماه جالب و بیادماندنی بود. از دیدار دوستان و همکاران گرفته تا نمایشگاه های عکاسی. از گوشی موبایلم که در تاکسی جاگذاشتم تا اینترنت هندلی؛ این چند روزه هم که اینجا باید منتظر بمانم تا اینترنت خانه مجددا راه اندازی شود و اوضاع به روال سابق برگردد...



تهران (10 نوامبر 2006)

فرانکفورت (10 نوامبر 2006)

Saturday, November 04, 2006
++

تهران، بلوار کشاورز (4 نوامبر 2006)

Wednesday, November 01, 2006
حق با کسی است که صدایش بلند تر است
این تیتر نظر من نیست ولی واقعیت روزگار کنونی است.
این چند هفته فرصتی بود تا بسیاری از دوستان هم صحبت شوم؛ هفته قبل هم که نمایشگاه دوسالانه عکس برگزار شد و بهترین تولیدات دو سال عکاسی ایران در معرض قضاوت عموم قرار گرفت. نظرات بسیار متفاوت بود. ولی قطعا حرفی شنیده خواهد شد که بلندتر باشد. از دوستان هم نیما و مصطفی مطالبی نوشته اند. جمعه با وبلاگ نویسان فتو در همین خصوص گفتگویی خواهیم داشت.
پ.ن.: جمعه 12 آبان: جلسه وبلاگ نویسان فتو با حضور چند مهمان برگزار شد. دو عکس دسته جمعی این دیدار هم در این آدرس ( * و *) قابل دسترسی است.