Sunday, February 18, 2007
مشکلات همیشگی
چندی قبل که اطلاعیه محمد تهرانی مدیر سایت کارگاه را دیدم فرصتی پیش نیامد که در این مورد چیزی بنویسم. خداحافظی که ظاهرا موقت است و امیدوارم که واقعا موقت باشد. این مورد و موارد مشابه که سایتی یا نشریه ای مجبور به توقف می شود، این نکته را یادآور می شود که برای راه انداختن و مهمتر از آن زنده نگهداشتن یک رسانه فقط علاقه و تلاش کافی نیست. این پشتوانه اقتصادی یک نشریه است که ماندن و موفقیت آنرا تضمین می کند.
سایت کارگاه با تلاش و هزینه شخصی محمد تهرانی اداره می شود و واقعا از بهترین سایت هادر زمینه هنر و خصوصا عکاسی محسوب می شود. قرار بود این سایت به صورت حرفه ای و خصوصا در زمینه عکاسی در آید. به نظر من عمده ترین مشکل به یک کلمه بر می گردد و آن هم «اقتصاد». زمانی که از واژه عکاسی حرفه ای صحبت می کنیم بهتر به این نکته توجه کرد در امور حرفه ای، اقتصاد تعیین کننده ترین فاکتور است و بدون توجیه اقتصادی نمی توان به موفقیت و رسیدن به هدف اندیشید. حرفه ای شدن یک سایت عکاسی در اولین قدم یعنی فراهم شدن امکان خرید و فروش و در واقع تجارت عکس.
در حالیکه در شرایط کنونی ایران صحبت کردن در مورد سایت های حرفه ای عکاسی بیشتر به شوخی می ماند. تولید کننده که مشخص است. ولی خریدار کیست؟ چه کسی قرار است عکس بخرد؟ خبرگزاری ها که عکاسان خود را دارند وتازه چند خبرگزاری ایرانی هم که عکس هایشان را در ایران به صورت مجانی منتشر می کنند. در مورد عکس های غیر خبری وضعیت واقعا اسفناک است. کمتر دیده شده که مردم به یک عکس زیبا همان توجهی را نشان دهند که مثلا به یک گلدان تزئینی زیبا می دهند. اگر به کل جامعه نگاهی بیاندازیم می بینیم که بخشی از سبد خرید جامعه به اجناس تزئینی اختصاص دارد و سهم عکس در آن به چشم نمی آید. اگر کسی خیلی هنر کند پوستری می خرد که معمولا عکاس آن هم معلوم نیست و در تیراژ بالا توسط یک انتشاراتی و اغلب اوقات هم بدون رعایت حق مولف به چاپ رسیده است. سهم عکس از نقاشی هم بسیار پایین تر است.
تازه این مساله مربوط به خرید غیر آنلاین است و در مورد سایت ها با مساله خرید آنلاین روبرو هستیم که زیربنای آن در ایران هنوز وجود ندارد. کارت های اعتباری معتبر بین المللی، بانکداری آنلاین و روش های انتقال پول از طریق سایت هایی مثل Paypal که از اصلی ترین ابزارهای تجارت آنلاین هستند، در ایران هنوز در حد واژه باقی مانده اند و آنچه که در معدودی سایت های ایرانی به عنوان خرید آنلاین دیده می شود، در واقع نوعی سفارش دادن از طریق اینترنت است. موفقیت سایت های عکاسی هم وابسته به ایجاد زمینه های تجارت آنلاین و رفع مشکلات آن در ایران است و تا قبل از حل این مشکلات و برقراری امور اساسی همانند حق مولف صحبت کردن در این زمینه کمی زود بوده، بیشتر جنبه تئوریک دارد.

بافت قدیم شهر ادینبرو (اسکاتلند 17 فوریه 2007)

قایق های تفریحی و ماهیگیری (ادینبرو 18 فوریه 2007)

ادینبرو (18 فوریه 2007)

بندرگاه (ادینبرو 18 فوریه 2007)
----------------------------------------
پ.ن.: من کماکان مسافرم و در نتیجه فرصت زیادی برای پرداختن به سایت فتو ندارم. بدتر آنکه چند روز قبل دوساعت دیر از خواب بیدار شدم و به پروازم نرسیدم. در واقع وقتی رسیدم که لیست را بسته بودند و فقط توانستم بلیطی برای پرواز بعدی بگیرم. نکته بعدی اینکه اگر بخواهم از بهترین و احمقانه ترین چیزهایی را که اینجا دیده ام نام ببرم باید بگویم که باز بودن فروشگاه ها در دو روز آخر هفته کار بسیار عاقلانه ای است :) در آلمان و مخصوصا روز های یکشنبه حتی مرده ها هم استراحت می کنند چه برسد به فروشگاه ها. روشویی های انگلیسی احتمالا بدترین چیزی است که این جامعه محافظه کار آنرا تاحدود زیادی حفظ کرده است. شیر آب گرم و سرد جداگانه به کاسه روشویی باز می شود و داخل آن باید مخلوط شود. اگر خیلی سوسول و بهداشتی باشید احتمالا بعد از یخ زدن دستتان زیر آب سرد و سوختن دست زیر آب داغ راضی خواهید شد که دریچه آب کاسه روشویی را بگذارید و پس از پر شدن آن از آب ولرم، حالا مثل یک بچه خوب دست و صورتتان را بشویید.

5 Comments:
Anonymous سالومه پزشکپور گفت
سلام . من هم امیدوارم تعطیلی کارگاه موقت باشد. فکر میکنم مساله‌ی اقتصادی مهمترین مشکل جامعه‌ی ماست. طبق آماری که پاییز همین امسال یعنی 2 ماه پیش از 5 گالری نقاشی شمال شهر تهران به کمک یکی از دوستانم گرفتیم حدود نیمی از بازدیدکنندگان دارای درآمد کمتر از 3 میلیون تومان در سال می‌باشند. 28 درصد دارای درآمد 3 تا 10 میلیون تومان در سال هستند و تنها 9 درصد دارای درآمد بیش از 10 میلیون تومان در سال می‌باشند. به نظر طبیعیه که اثر هنری در سبد کالای مصرفی جامعه‌ی ایرانی قرار نگیره. به خصوص که اکثر بازدیدکنندگان دانشجو هستند و طبیعتا بدون درآمد و یا دارای درآمد دانشجویی. 4/74 درصد از بازدیدکنندگان به مطالعه در زمینه‌ی هنر می‌پردازند. یعنی دارای شعور هنری متوسط و یا بالایی هستند اما امکان خرید ندارند. بازدیدکنندگان مهمترین دلیل بازدید از گالری را علاقه‌ی حسی و زیباشناختی می‌دانند یعنی1/39 درصد. و تنها 0.7 درصد به منظور خرید به گالری مراجعه میکنند!!!!

Anonymous آدم گفت
سلام
یک سوال
این قالب رو چطوری درست کردید؟
منم می‌خوام بدونم اگه با سایت یا برنامه ای این کار رو کردید منم قالبم رو عوض کنم
:(

Anonymous Anonymous گفت
امان از این اقتصاد!

Anonymous Anonymous گفت
‍‍tapehasho narafti hanoz?

Anonymous مارال گفت
خيلي متاسف شدم. يادمه كه در اولين اكسپوي هنري كه اوايل امسال برگزار شد وزارت بازرگاني به مبلغ 600 ميليون تومان اثر از گالري داران خريد كه در عرض يك ماه همه اونها رو پس داد. الان هم اكسپوي عكس بلا تكليف باقي مونده. ايرج مهرگان عزيز از اشارت ممنون
:)