Thursday, March 01, 2007
دروغ های سیستماتیک
قبلا از کشف داروی ایدز توسط دانشمندان جوان ایرانی شنیده بودم و فکر می کردم که این دانشمندان سراسر دنیا چقدر خنگ تشریف دارند که بعد از ده ها سال تحصیل و تحقیق در بهترین موسسات و دانشگاه های دنیا هنوز نتوانسته اند کاری انجام دهند. بعد از کشف انرژی هسته توسط 16 ساله ها شنیدم و گفتم ما همگی در 16 سالگی چقدر «بی سوات» تشریف داشتیم و اگر در آن زمان به جای بازیگوشی و درس های معمول به ساخت انرژی هسته ای می پرداختیم -که به قولی میانگین سنی دانشمندان جوان هسته دار ما 25 سال است-، امروز ایران به جای صادرات برگه آلو و زرد آلوی بی هسته، می توانستیم بزرگترین صادر کننده هسته -حتی هسته آلو، زرشک- باشیم و گذشته از آن موز های وارداتی را هم هسته دار کرده و دوباره صادر کنیم.
امروز کتابی از دوست عزیزم کیارنگ علایی به دستم رسید با عنوان «سومین جشنواره سراسری عکس کودک و نوجوان آبرنگ» حاوی آثاری از عکاسان نابغه 4 تا 16 ساله ایرانی. فکر کردم که این ها بزرگ شوند چه می شوند. حتما چیزی با جذبه تر از گودزیلا! کمپوزیشن های دقیق در کنار نورسنجی کامل و موضوعاتی بدیع که بسیاری از عکاسان بعد از صرف سالها به آن می رسند! عجیب است، یا قدیمی ها به اندازه کافی باهوش نبودند و یا جدیدا بعضی بچه ها دوربین به دست متولد می شوند. و یا اینکه باز هم دست بزرگتر ها از آستین بچه ها بیرون آمده تا مشتی محکم به دهان عکاسی کوبیده شود.
برای کسانی که از نزدیک با مشکلات این چنینی آشنا هستند چیز غریبی نیست. کودکانی که برای جلب توجه دست به دامن بزرگ تر ها می شوند تا اثری هنری را به اسم آنها به مسابقه ای یا مثلا برای برنامه ای تلویزیونی بفرستند تا توجهی جلب شود. و چه بسیار نوجوانان و جوانانی که عکس های دیگران را به نام خود به سایت ها و مسابقات گوناگون می فرستند. فریب خورنده من و شمای بیننده نیستیم. اغلب ما فقط هنر و مهارت را تحسین می کنیم فارغ از نام خالق آن. ولی آن کودک و نوجوان ما است که در این صورت فریب خواهد خورد و جلوی عمه و خاله و چند همکلاسی، خود را هنرمندی بزرگ خواهد پنداشت و نیز همواره در این ترس که مبادا پرده بر ا فتد.
البته که منظور من در این نوشته تمامی تنها بخشی از عکاسان و عکس های این مجموعه است. چیزی که در کتابی مشابه هم وجود داشت. اما نکته اینکه دروغ را نهادینه نکنیم. باید توجه داشت که سرمایه گذاری روی کودکان و نوجوانان نیازمند دقت و مطالعاتی ویژه است که در صورت عدم رعایت آن، نه تنها نتیجه دلخواه حاصل نمی شود، بلکه برعکس مساله بدانجا ختم خواهد شد که هر روز شاهد ظهور نابغه ای نوجوان باشیم که تا مدت ها اسباب خنده شود. مسابقاتی از این دست که در شرایطی نا همسان بین اعضایی ناشناس برگزار می شود، احتمالا به نتایجی درخور منتهی نخواهد شد و شاید هم به نوعی اتلاف سرمایه باشد. به قول دوستی، «داشتن بچه نابغه خوب است ولی از آن بهتر داشتن بچه سالم است».
1 Comments:
Anonymous Anonymous گفت
همیشه فکر میکنیم بهترین و باهوش ترین ملت هستیم