Wednesday, April 11, 2007
سد سیوند و بمبگذاری
بنا بر گزارش ایلنا، آبگیری سد سیوند از چندی قبل آغاز شده و می رود که احتمالا تا چند ماه دیگر آبگیری آن کامل شود. پس از گذشت چندین روز از این موضوع، هنوز خبری از بمبگذاران اینترنتی نیست که به بهانه یک فیلم فانتزی (300) آسمان را به زمین آورده بودند. اگر در آن فیلم قصه ای تخیلی ساخته و پرداخته شده بود که عظمت ایران باستان را زیر سوال برده بودد، در اینجا واقعا بخشی از بازمانده های همان دوران نابود شده یا آسیب خواهد دید.
ولی در کنار همه این اتفاقات نمی توان از مصاحبه آیت الله حسنی گذشت که زندگی انسان ها را به دسته تقسیم کرده است: انسانی، سگی و حیوانی. طبق این تعریف سگ از طبقه بندی حیوانات خارج می شود. در همین محاسبه نیز پیشنهادی عملی در مورد چگونگی زراعت در کویر ارائه شده است:
«هر کشوري که زمين و آب داشته باشد و مردمش بيکار باشند، آن مردم بي عرضه هستند. اگر از رحمت خدا دور شويم به لعنتش گرفتار مي شويم. طرحي داده بودم و پيشنهاد کردم که در کويرها کشاورزي شود، اما نمي دانم چرا اين طرح اجرا نشد و من دلسرد شدم. در ايران بين 80 تا 120 ميليون هکتار کوير وجود دارد و درياي خزر و خليج فارس دو منبع سرشار آب ايران هستند. ولي ما نتوانستيم از اين آب ها استفاده کنيم. به رئيس جمهور پيشنهاد دادم بخشي از کويرها را به کشاورزان بدهند، خود من حاضرم اولين نفري باشم که پشت تراکتور بنشينم و کوير را شخم بزنم. بايد آب کشاورزي در کوير را هم از درياي خزر و خليج فارس با لوله کشي و احداث کانال به کوير پمپاژ کنيم. بايد به هر بيکار يک تراکتور بدهيم و برايش در کوير ايجاد اشتغال کنيم. »
من حدس می زنم بهترین محصول برداشتی ازاین زراعت، خیار شور خواهد بود.


بسیاری از حیوانات روی چهار پا راه می روند. ولی بعضی از سگ ها روی دو پا. (فرانکفورت)

Labels:

2 Comments:
Anonymous سارای گفت
خوب باید عرض کنم که خیارشو هم ماده غذایی بسیار مفیدی است که در راستای افزایش نمک بسیاری از ملت ایران برای کاهش فاصله اش با دولت بانمک احمدی نزاد مفید است. به هر حال فاصله دولت و ملت باید در یه جاهایی کم شود

Anonymous bRahimi گفت
مساله بسیار ساده است.در هر فرایندی ساز و کارهای وجود دارد که با کشف ان سازوکارها و در صورت امکان تاثیر روی محرکها,می توان راهکارهای درستی ارائه کرد.به همین سادگی.اگر یه فرایند رو از این دیدگاه ببینیم ,در هنگام بروز علل ,از دیدن خیلی چیز ها تعجب نمی کنیم و از ناچاری اون رو طبیعی نمی بینیم و گرفتار هزار جور آفت فکری نمی شیم و زرت و زورت معلول ها رو محکوم نمی کنیم که مثلآ فلان ایت و الله و مسئول چه گفته و چی کرده...!همه ی این بحث ها بر می گرده به ضعف نظام اموزشی .در همه جای دنیا دانشگاه برای حل مشکلات ملی ساخته شده است ولی اینجا(جهان سومی ها)دانشگاه ترجمه شده است برای حل مشکلات ممالک دیگر(واسه کشور ما با این وسعت پمپ کردن آب اون هم تو شوره زار برابر یه فوحشه,چون 0.1سرمایه ی همین کار لازم که 4تا ابر ناقابل رو به روش روز باردار کرد تا همه جا بارون به دلخواه کشاوز بیاد!)...این هم بخاطره اینه که علم دانشکاههای ما بومی نیست که مشکلهای بومی رو حل کنه.واین خیلی مساله ی مهمیه که هیچ کس حتی بش فکر نمی کنه...دانش گاه ما از زندگی مردمش فاصله گرفته , پس نباید از حرف مثلا فلان حاج اقا تعجب کرد و انتظاری دیگر هم داشت.دانشگاههای ما مثل زمین های بالای تپه اند که بعد از کلی سرمایه گذاری و الخ با یه اب بارون به ته دره می رن که برسه دست ممالک دیگه...در تعریف امروزیه میگن:علم با سوال اغاز میشه نبا جواب!دنبال طرح سوال و علم بومی برای حل مشکلات خودمون باشیم که حتی خیارشوری که بی سوادی لقمش کنه غذا نمیشه..