Monday، January 29، 2007
The power of good journalism- Reza
«The power of good journalism is like the light of one small candle, No matter how dark the world becomes, the darkness can never extinguish the light.» Reza
قدرت ژورنالیسم ممتاز همانند نور شمعی کوچک است. مهم نیست که دنیا چه اندازه تاریک شود، تاریکی هیچ وقت نمی تواند نور را خفه کند.

مدال افتخار دانشکده ژورنالیسم میزوری (ایالات متحده) برای رضا دقتی
ادامه
Friday، January 26، 2007
Icons of Photography. The 20th Century
چند روز پیش کتاب «چهره های عکاسی: قرن بیستم» را سفارش دادم که به صورت خلاصه معروفترین عکاسان قرن بیستم را معرفی کرده. در نظر دارم که ترجمه ای از این کتاب را به صورت آنلاین منتشر کنم. البته اگر تا به حال ترجمه نشده باشد.

Icons of Photography. The 20th Century edited by Peter Stepan
Publisher: Prestel (2nd. ed. April 2005)
Lang.: English
ISBN-10: 3791333364
ISBN-13: 978-3791333366
//////////////

پ.ن.: وقتی مردم کورکورانه اختیار خود را دست یک دیوانه مثل حسن نصرالله می دهند، نهایتا حال و روزی بهتر از این نخواهند داشت.
(اضافات به زبان غیر رسمی: پول از کیسه خودت نیست، شهر و کشور که مال خوته. به اون چرا دیگه گند می زنی؟)
Sunday، January 21، 2007
Robert Capa-The war photographer
رابرت کاپا احتمالا به عنوان مشهور ترین عکاس جنگ در قرن بیستم شناخته می شود که پنج جنگ مختلف را پوشش داد: جنگ های داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم، جنگ 1948 اعراب و اسرائیل و جنگ اول در شبه جزیره Indochina (جنوب شرق آسیا) که نهایتا در جنگ اخیر با رفتن روی مین کشته شد. معروفترین عکس های وی را می توان یکی مربوط به روز موسوم به D یعنی روزی که نیروهای متفقین روز 6 ژوئن 1944 در از راه در یا و هوا نبرد سرنوشت ساز نرماندی را آغاز کردند، دانست. وی همراه با اولین گروه سربازان متفقین از راه دریا به ساحل رسید. اگرچه کاپا دو دوربین کانتکس 2 با لنز نرمال و چندین حلقه فیلم به همراه داشت و 108 فریم هم ازاولین ساعات این عملیات تاریخی ثبت کرد، ولی به دلیل اشتباه دستیار 15 ساله لابراتوار ظهور فیلم مجله لایف در بالابردن بیش از حد درجه حرارت خشک کننده، به جز 11 فریم، بقیه نگاتیوها از بین رفتند.
عکس بسیار معروف دیگر کاپا مروبط به جنگهای داخلی اسپانیاست و لحظه کشته شدن یک شبه نظامی به نام فدریکو بارل گارسیا را نشان می دهد.

از معدود عکس های باقیمانده کاپا از روز D

Death of a Loyalist Soldier

پ.ن.: خطر جنگ جدی است.
به گفته‌ى يك مقام امنيتى سابق، نقشه‌هاى آمريكا براى يك حمله‌ى احتمالى به تاسيسات اتمى ايران، از يك حمله‌ى نظامى محدود فراتر مى‌رود. "واين وايت" كارشناس خاورميانه، روز جمعه در مقابل كميسيون كارشناسان شورای سياست خاورميانه‌ى آمريكا اعلام كرد كه چنين حملاتى به معنى يك جنگ عليه ايران خواهد بود.
ادامه خبر دویچه وله

ابراهیم نبوی شاید شاخص ترین ظنز نویس ایرانی (به نظر من که با سواد ترینشان است) حال حاضر ایران است. نوشته هایش در دوم دام و روز خواندنی و قابل تامل است.

برچسبها: ,

Tuesday، January 16، 2007
هشدارها جدی گرفته می شوند.
هشدار های تروریستی چند ماه قبل مبنی بر امکان عملیات تروریستی در هواپیماهای انگلیسی، باعث شد که برخی از تمهیدات آن موقع به صورت قانونی جدید و ثابت در آیند. از جمله اینکه به تازگی در تمامی پروازهای آلمان به همراه بردن مواد مایع همراه مسافر ممنوع شده است و برای مواد مجاز هم یک میزان حداکثر در نظر گرفته شده. ناآشنایی بعضی از مسافران با این قانون باعث شده که قوطی های کرم، بطری های عطر و اودکن و خوشبوکننده ها مستقیما سر از سطل زباله کنار مامورین کنترل در اورد.

فرودگاه فرانکفورت، 15 ژانویه 2007

یک مامور در حال نشان دادن تابلوی راهنمای دستورالعمل جدید در مورد حمل مواد روان و مایع (فرودگاه فرانکفورت، 15 ژانویه 2007)

پ.ن.: تبریک به خاطر برگزاری نمایشگاهی از آثار حسن سربخشیان که زندگی را در ایران نشان می دهد (خبر بی بی سی و تکرار آن در فتو)

برچسبها: ,

Monday، January 15، 2007
ساعت خواب
این چند روزه فرصتی نداشتم که بنویسم. عکسی هم در وبلاگ نگذاشتم. نه اینکه این روز ها عکسی نگیرم یا دستم به قلم نرود. تنبل هم نشده ام. برعکس، کارهای بسیاری برای انجام دادن مانده که باید به همه برسم. اتفاقا این روز ها پر از موضوعاتی است که می توان در موردشان نوشت. از تحولات جهانی گرفته تا دنیای کوچک عکاسی. از شتر گاو پلنگی که شاید از اتحاد چند کشور چپکی آمریکای لاتین با دکتر مسافر بتوان تصور کرد تا اوضاع وخیم اقتصادی و تا همین اسب تروایی با اسم ثقیل «انجمن ملی عکاسی» که معلوم نیست در صورت تشکیل قرار است چه بلایی سر همین نیمچه عکاسی ایران بیاورد.
ولی چرا اسب تروا؟ بیایید از ابتدا نگاه کنیم. دوسالانه عکاسی ایران هم تمام شد و جامعه عکاسی پس از جیغ و داد بسیار کماکان در آرامشی شبیه خواب زمستانی فرو رفته. از دعوا خبری نیست. حتی از از لبخند های پیروز مندانه و نشانه دو انگشت پس از دریافت سکه های طلای مرحمتی خبری نیست. چون فعلا قرار نیست پولی قسمت شود. این انجمن ملی قرار است چه کاری انجام دهد؟ به اساسنامه و شاید ها کاری نداریم. در دنیا پر از چیز هایی است که نوشته می شوند ولی خوانده نمی شوند مثل همین حرف «و»، چه برسد که بخواهد دقیقا عمل شود.
این انجمن قرار است امکاناتی را برای عکاسان فراهم کند. پولدار تر از همه اسامی که در بین دست اندرکاران این جریان دیدم که بتواند چنین چیزی را تقبل کند، دولت است. مثل همان کاری که در مورد دوسالانه عکاسی انجام می دهد. دوسالانه عکاسی هم بخشی از امکاناتی است که از طرف دولت در اختیار عکاسان قرار می گیرد. برگزاری یک نمایشگاه بسیار بزرگ، تبلیغ و در نهایت جایزه های مالی برای بعضی برگزیدگان. فعالین و مشوقین ایجاد این انجمن که نه می توانند و نه قرار است که از جیب خودشان این همه هزینه را تامین کنند. به عبارت بسیار ساده، عده ای هستند که سوراخ دعا را پیدا کرده اند و قرار است با حمایت و به نمایندگی از بقیه، سهمی از دولت گرفته و بین بقیه احتمالا به صورت عادلانه تقسیم کنند. کاری که ظاهرا ایرادی ندارد. ولی به همان مساله دوسالانه عکاسی نگاه کنیم که تقریبا همه ! از آن ناراضی بودند. چرا که معتقد بودند داوری ها ناعادلانه بود و بهترین ها انتخاب نشدند. داورها را برگزار کننده دوسالانه و در حقیقت و به صورت غیر مستقیم دولت تعیین می کند.
مثل هر حمایت کننده دیگری، منطقی است که دولت این رویداد را مطابق سلیقه و طبق منافع خود برگزار کند و حق دارد که طریقه هزینه شدن پول را تعیین کند. ولی این انجمن به اصلاح ملی قرار است چه کاری انجام دهد؟
در بهترین حالت شاید مجری دو سالانه یا چندین نمایشگاه و یا تقسیم کننده تعدادی موبایل و سکه باشد. فقط با این تفاوت که پسوند ملی و انتخاب شدن آن از طرف صدها عکاس جویای نام جنبه ای رسمی به کارهای آن خواهد بخشید و بعدا هم کسی نخواهد توانست از کارهای آن ایراد بگیرد. کما اینکه همین الان هم ایراداتی اساسی به کلیت آن وارد است از جمله اینکه تکلیف رابطه این انجمن با عکاسان بسیار زیادی (قطعا بسیار بیشتر از عکاسان حاضر در آن جلسه) که در فرایند تشکیل آن نبودند و یا با آن مخالف بودند چه می شود؟ ارتباط این انجمن با «صنف عکاسان» چگونه است؟ عکاسان آماتور به کنار، مگر جامعه عکاسی حرفه ای فقط محدود به چند عکاس مطبوعاتی است؟ آیا معدودی عکاس با گرفتن فریم هایی تحت عنوان عکس خلاقه (!؟!) حق ویژه برای داشتن بخشی به همین نام در رویدادی مانند دوسالانه عکاسی ایران را دارد و لی هزاران آتلیه دار -که واقعا حرفه شان عکاسی است- از چنین حقی برخوردار نیستند؟ این یعنی رانت خواری عیان.
چه تضمینی برای برای حذف این رانت خواری وجود دارد؟ در رویایی ترین حالت هم این انجمن تحت اختیار دولت خواهد بود. مهم نیست دولت که باشد: دیروز اصلاح طلب، امروز راست و فردا نوعی دیگر. این انجمن هم در واقع ابزاری است برای وابسته کردن هرچه بیشتر عکاسان. در حالیکه همین انرژی را می توان صرف امور مفید تری همانند مساله کپی رایت کرد که منافع اقتصادی واقعی عکاسان را به دنبال خواهد داشت. به هر حال، پسوند «ملی» شوخی نیست.
ادامه دارد ...

برچسبها: , ,

Thursday، January 11، 2007
تغییر چهره
چرا انگلیسی؟ این هفته سایت فتو با یک تغییر چهره اساسی مواجه شد و امکانات زبان انگلیسی هم به آن اضافه شد. البته این تغییر فقط بخشی از کار است و تغییرات اساسی هنوز درپیش است. زبان فارسی شیرین است، درست! ولی یکی از عمده ترین موانع پیشرفت اموری همانند عکاسی همین محدود بودن زبان رسانه به «فارسی» است. تا جایی که می دانم از عمده ترین اهداف فعالین در این زمینه، پیدا کردن مخاطب است. انگلیسی کردن سایت کمک بزرگی است که دیگران هم پیام ما را به زبان روز دریافت کنند. هم چنین از این طریق راه برای ورود عکاسان غیر ایرانی به سایت باز شده و امکان تبادل نظر و آشنایی مسقیم با موضوعات روز عکاسی فراهم می شود و ...
پ.ن.: این مرحله بدون کمک دوستانی چون خانم سها تفرشی و سایرین که در پست های قبلی ذکر شدند انجام پذیر نبود. البته نیما فعلا مشغول جمع و جور کردن بخش فارسی سایت است که در نتیجه کار من تا حدودی به هم ریخته و تا چند وقت دیگر به اتمام می رسد.

برچسبها: , ,

Friday، January 05، 2007
زمستان بی برف
اینجا هنوز خبری از برف نیست و بر خلاف خیلی پیش بینی ها هوا هم چندان سرد نشده. قطعنامه علیه ایران هم در شورای امنیت تصویب شد و با یک کلمه که هیچ، با ساعت ها سخنرانی آقای دکتر هم قیمت نفت به 200 دلار در بشکه نرسد، بلکه با کاهش بیش از 2 دلار در هر بشکه به حدود 53 دلار رسید تا در با ته کشیدن موجودی صندوق ذخیره ارزی و 3 ماه مانده به بهار به این ضرب المثل بیندیشیم که سالی که نکوست از بهارش پیداست. فعلا که نکته انحرافی قضایا شده فیلم خصوصی فلان بازیگر و نفرین سال 2007 که مستقیم خورد به آقای اسفندیار مشائی که سی دی اش مقام دوم بازدید را دارد (چشم رستم روشن!).
پ.ن.:
با توجه به محدودیت های صورت گرفته یا در دست اقدام برای اینترنت ایران، فعلا امیدی به گسترش فعالیت های این بخش نیست و بالطبع در مورد سایت فتو هم باید فکر دیگری کرد. دو زبانه کردن سایت و تغییرات پس از آن در حال حاضر اجتناب ناپذیر است. این چند روزه هم که با کمک بقیه دوستان و آشنایان به خصوص سینا رحمتی عزیز با لگوهای زیبا و طراحی قابل تحسینش مشغول اصلاحات در فتو و واید 10 هستیم.

برچسبها: , ,