
لندن، جلوی ساختمان بی بی سی (3 فوریه 2007)
پ.ن.: دیشب بالاخره فیلم 300 را دیدم. فیلمی بسیار خشن از سری فیلم های هالیوودی با فرمول آشنای خشونت به اضافه سکس با این تفاوت که در این یکی خشونت بسیار زیادتر از حد معمول است. وحشیگری در هر دو طرف نمایش داده می شود؛ اسپارتی ها کودکان را بعد از تولد وارسی کرده تا اگر ضعیف باشند بکشند و اگر قوی باشند به نظامیگری بفرستند. هم چنین وحشیگری در کشتن نمایندگان دیپلماتیک. در مقابل ایرانی ها با لباس هایی شبیه اعراب، که تنها صورت چند فرمانده آن قابل دید است که آن ها نیز بیشتر به صورت پانک ها با گوشواره ها و تزئینات عجیب غریب می ماند، سربازان عادی با نقاب هایی بر چهره و نیز چندین انسان با بدن ها و قیافه های مسخ شده وهیکل های پر زور. قیافه های مسخ شده را در میان طرف مقابل نیز می توان دید. با بررسی فیلم و مقایسه با کتاب اصلی، مشخص است که کارگردان تا حدود زیادی به متن اصلی داستان وفادار مانده است.
اگر بخواهم به عنوان یک بیننده عادی فیلم قضاوت کنم، باید بگویم که فیلمی کاملا معمولی است که به دلیل خشونت بسیار زیاد آن بسیاری از علاقمندان سینما قطعا زحمت دیدن آن را به خود نمی دهند. ولی آنچه که باعث شده این فیلم به پرفروش ترین فیلم هفته های اخیر تبدیل شود در درجه اول حواشی آن است که ایرانی ها نیز خواسته یا ناخواسته نقش بسیار بزرگی در کمک به تبلیغات آن ایفا کرده اند. از بمب گذاران گوگلی «وطن دوست» گرفته -فیلمسازان به طور معمول برای راه اندازی چنین سایت های جنجالی و تبلیغی پول های کلانی می پردازند- تا جریده ای مثل کیهان. به هرحال در این موضوع هم عده ای کاری را انجام می دهند و تجارت خود را می کنند و عده هم دانسته یا ندانسته به سان کارگران بی جیره و مواجب کمک می کنند.
در اینجا (فایل پی دی اف) پی یر سان لیور و میشلین سان لیور دمون (Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont) به بررسی ریشه این نقاشی معروف پرداخته اند که ترجمه ای فارسی از آن هم توسط جعفرهادی جعفریان در اینجا آمده است.
موزه جنگ، آنکارا (10 مارس 2007)
© 2006 - 2007
imehregan.com | All rights reserved
Powered by
SiteDepartment | Web Development Services