این چند روزه فرصتی نداشتم که بنویسم. عکسی هم در وبلاگ نگذاشتم. نه اینکه این روز ها عکسی نگیرم یا دستم به قلم نرود. تنبل هم نشده ام. برعکس، کارهای بسیاری برای انجام دادن مانده که باید به همه برسم. اتفاقا این روز ها پر از موضوعاتی است که می توان در موردشان نوشت. از تحولات جهانی گرفته تا دنیای کوچک عکاسی. از
شتر گاو پلنگی که شاید از اتحاد چند کشور چپکی آمریکای لاتین با دکتر مسافر بتوان تصور کرد تا اوضاع وخیم اقتصادی و تا همین اسب تروایی با اسم ثقیل «انجمن ملی عکاسی» که معلوم نیست در صورت تشکیل قرار است چه بلایی سر همین نیمچه عکاسی ایران بیاورد.
ولی چرا اسب تروا؟ بیایید از ابتدا نگاه کنیم. دوسالانه عکاسی ایران هم تمام شد و جامعه عکاسی پس از جیغ و داد بسیار کماکان در آرامشی شبیه خواب زمستانی فرو رفته. از دعوا خبری نیست. حتی از از لبخند های پیروز مندانه و نشانه دو انگشت پس از دریافت سکه های طلای مرحمتی خبری نیست. چون فعلا قرار نیست پولی قسمت شود. این انجمن ملی قرار است چه کاری انجام دهد؟ به اساسنامه و شاید ها کاری نداریم. در دنیا پر از چیز هایی است که نوشته می شوند ولی خوانده نمی شوند مثل همین حرف «و»، چه برسد که بخواهد دقیقا عمل شود.
این انجمن قرار است امکاناتی را برای عکاسان فراهم کند. پولدار تر از همه اسامی که در بین دست اندرکاران این جریان دیدم که بتواند چنین چیزی را تقبل کند، دولت است. مثل همان کاری که در مورد دوسالانه عکاسی انجام می دهد. دوسالانه عکاسی هم بخشی از امکاناتی است که از طرف دولت در اختیار عکاسان قرار می گیرد. برگزاری یک نمایشگاه بسیار بزرگ، تبلیغ و در نهایت جایزه های مالی برای بعضی برگزیدگان. فعالین و مشوقین ایجاد این انجمن که نه می توانند و نه قرار است که از جیب خودشان این همه هزینه را تامین کنند. به عبارت بسیار ساده، عده ای هستند که سوراخ دعا را پیدا کرده اند و قرار است با حمایت و به نمایندگی از بقیه، سهمی از دولت گرفته و بین بقیه احتمالا به صورت عادلانه تقسیم کنند. کاری که ظاهرا ایرادی ندارد. ولی به همان مساله دوسالانه عکاسی نگاه کنیم که تقریبا همه ! از آن ناراضی بودند. چرا که معتقد بودند داوری ها ناعادلانه بود و بهترین ها انتخاب نشدند. داورها را برگزار کننده دوسالانه و در حقیقت و به صورت غیر مستقیم دولت تعیین می کند.
مثل هر حمایت کننده دیگری، منطقی است که دولت این رویداد را مطابق سلیقه و طبق منافع خود برگزار کند و حق دارد که طریقه هزینه شدن پول را تعیین کند. ولی این انجمن به اصلاح ملی قرار است چه کاری انجام دهد؟
در بهترین حالت شاید مجری دو سالانه یا چندین نمایشگاه و یا تقسیم کننده تعدادی موبایل و سکه باشد. فقط با این تفاوت که پسوند ملی و انتخاب شدن آن از طرف صدها عکاس جویای نام جنبه ای رسمی به کارهای آن خواهد بخشید و بعدا هم کسی نخواهد توانست از کارهای آن ایراد بگیرد. کما اینکه همین الان هم ایراداتی اساسی به کلیت آن وارد است از جمله اینکه تکلیف رابطه این انجمن با عکاسان بسیار زیادی (قطعا بسیار بیشتر از عکاسان حاضر در آن جلسه) که در فرایند تشکیل آن نبودند و یا با آن مخالف بودند چه می شود؟ ارتباط این انجمن با «صنف عکاسان» چگونه است؟ عکاسان آماتور به کنار، مگر جامعه عکاسی حرفه ای فقط محدود به چند عکاس مطبوعاتی است؟ آیا معدودی عکاس با گرفتن فریم هایی تحت عنوان عکس خلاقه (!؟!) حق ویژه برای داشتن بخشی به همین نام در رویدادی مانند دوسالانه عکاسی ایران را دارد و لی هزاران آتلیه دار -که واقعا حرفه شان عکاسی است- از چنین حقی برخوردار نیستند؟ این یعنی رانت خواری عیان.
چه تضمینی برای برای حذف این رانت خواری وجود دارد؟ در رویایی ترین حالت هم این انجمن تحت اختیار دولت خواهد بود. مهم نیست دولت که باشد: دیروز اصلاح طلب، امروز راست و فردا نوعی دیگر. این انجمن هم در واقع ابزاری است برای وابسته کردن هرچه بیشتر عکاسان. در حالیکه همین انرژی را می توان صرف امور مفید تری همانند مساله کپی رایت کرد که منافع اقتصادی واقعی عکاسان را به دنبال خواهد داشت. به هر حال، پسوند «ملی» شوخی نیست.
ادامه دارد ...
Labels: انجمن ملی عکاسی, عکاسی, کپی رایت